دوراني بود سراسيمه در جستجوي آني بودم كه نمي ديدمش
دورانيست كه دست كشيده ام تا برون آيم
و تنها نظاره گر باشم
تنها ماندم
و البته تماشاگر بازيگري خويشم
در پشت اتفاقات، سكوت وسروري است
آرام است
من در ميانه ام
اتفاقات را مي بينم
هنوز من هستم
آيا اين منم !
از ميانه نیز گذر كردم
حالا ديگر اينجا چيزي نيست.
من كجايم !؟